دانلود، دانلود کتاب و رمان

دانلود رمان سایه های خورشید

دانلود رمان سایه های خورشید

دانلود رمان ایرانی,دانلود رمان خواندنی و جدید ایرانی

دانلود رمان جدید

خلاصــه ی رمان:

صبا دختریست که در کودکی پدرش را از دست می دهد و ثروت خانوادگیشان مصادره می گردد. داستان روایتگر زندگی صبا پس از مرگ پدر می باشد .
داستان در سه بخش روایت می گردد….. دنیای رویایی صبا ….. واقعیات زندگی …….. بزرگسالی ……..
در دوران رویایی ٬ صبا زندگی ایده آلش پس از مرگ پدر را ترسیم می کند . کودکی او و سختی هایش خود حکایت دیگریست … تا روزی که بزرگ می شود و از روی ناچاری٬ تن به پرستاری بیماری می دهد که آینده اش را دستخوش تغییراتی اساسی می نماید.

قسمتی از داستان:

روزگاری ما خیلی ثروتمند بودیم…..امّا………..
در آن روزها پدرم صاحب کارخانه تولید یخچال ایرانی بود …….یادش به خیر….چقدر خوشحال وخوشبخت بودیم .
اسم من صبا است . دختر یکی یکدانه احمدی بزرگ و کارخانه دار…. همه برایم آینده ای روشن را پیش بینی می نمایند.من غرق در ناز و نعمت بزرگ می شدم و هرسال ٬برای اینکه زبان انگلیسیم بهتر و بهتر شود تابستانهارا به همراه مادرم در لندن سپری می کردیم.خانه لندنمان امکانات رفاهی بالایی داشت ومن از زندگی در آن شهر ابری٬ واقعا لذت می بردم .
اما به یکباره اتفاقاتی عجیب ٬ با سرعتی باورنکردنی …. زندگی آرام ما را دستخوش طوفانی سخت نمود. صداهایی که هنگام عبور از خیابان های شهر می شنیدیم٬روزبه روز زیادتر می شد .شب ها بانگ ا…اکبر سکوت شب را به هم می ریخت.
من می ترسیدم و پدرم دلداریم می داد.همه اعضای خانواده٬ پا به پای من نگران بودند.اما مشخص بود که نمی خواهند تا
من از ناراحتیشان بویی ببرم و این موضوع٬ بر نگرانیم می افزود. به یکباره زندگیمان واژگون شد . قرار بود که برخلاف همیشه ٬من و مادرم این بار در زمستان به انگلستان برویم !
قرارشده که فردا شب از ایران برویم…. پدر در این سفر٬ همراهیمان نمی کند . قول داده اوضاع کارخانه که سرو سامان گرفت ٬به ما بپیوندد.
من به اتاقم رفته بودم تاعروسک هایی که دوست داشتم را داخل ساکم بگذارم.ساکم از روز قبل توسط گلی خانم که همسر سرایدارمان بود و همچون پرستاری مهربان کارهایم را انجام می داد ٬آماده شده بود .
در این میان تنها عروسک هایم باقی مانده بودند که قول داده بودم ٬ پس از اینکه بازیم تمام شد جمعشان می کنم. شنیدن صداهایی عجیب از بیرون پنجره ٬من را بدان سو کشاند.مردان زیادی پشت درها و دیوارهای ساختمانمان جمع شده بودند.
مشعل هایی که در دستانشان بود بر ترسم می افزود. پنجره را باز کردم تا صداها را بهتر بشنوم.

لینک های دانلود:

pdf دانلود رمان سایه های خورشید | Sepideh.Et کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان سایه های خورشید | Sepideh.Et کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان سایه های خورشید | Sepideh.Et کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان سایه های خورشید | Sepideh.Et کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان سایه های خورشید | Sepideh.Et کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

«مطالب پیشنهادی به شما»

درباره نویسنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.