عکس متفرقه، گالری عکس

عکس نقاشی مدرن سبک کوبیسم

عکس نقاشی مدرن سبک کوبیسم

عکس نقاشی به سبک کوبیسم مدرن :

حجم‌گرایی یا کوبیسم (به فرانسوی: Cubisme) یکی از سبک‌های هنری است. کوبیسم در فاصله سال‌های ۱۹۰۷ تا ۱۹۰۸ به عنوان سبکی جدی در نقاشی و تا حد محدودتری در تندیس‌گری ظهور کرد، که از نقاط عطف هنر غرب به شمار می‌آید. واژه «کوبیسم» از ریشه «Cube» به معنی «مکعب» اخذ شده‌است. این واژه را نخستین بار وکسل منتقد هنری بکار برد.

 اطلاعات زیادی در مورد این هنرمند اهل مالت وجود ندارد. شاید گاهی لازم باشد که هنرمند هاله ای از رمز و راز حول و حوش شخصیت خود داشته باشد. بنابراین توضیح زیادی در مورد این هنرمند داده نشده، ولی آثار او محبوبیت و شهرت زیادی بدست آورده اند.

نقاشی های اکریلیک او پرمعنا هستند و به خوبی خودشان را نشان می دهند. هنرمند برای خلق این آثار ابتدا با مداد و قلم مو طرح کلی را می کشد و سپس اکریلیک و ژل اضافه می کند و نقاشی را با چاقوی پالت کامل می کند. منتقدین این هنرمند را نماینده کوبیسم مدرن نامیده اند. ما هم با این تعریف موافقیم.

عکس نقاشی مدرن سبک کوبیسم

عکس نقاشی مدرن سبک کوبیسم

عکس نقاشی مدرن سبک کوبیسم

عکس نقاشی مدرن سبک کوبیسم

عکس نقاشی مدرن سبک کوبیسم

عکس نقاشی مدرن

عکس نقاشی مدرن سبک کوبیسم عکس نقاشی مدرن

عکس نقاشی مدرن

عکس نقاشی مدرن

عکس نقاشی کوبیسم

عکس نقاشی به سبک کوبیسم مدرن

عکس نقاشی به سبک کوبیسم مدرن

عکس نقاشی به سبک کوبیسم مدرن

عکس نقاشی به سبک کوبیسم مدرن

عکس نقاشی به سبک کوبیسم مدرن

عکس نقاشی به سبک کوبیسم مدرن

عکس نقاشی به سبک کوبیسم مدرن

عکس نقاشی به سبک کوبیسم مدرن

البته توجه کنید کوبیسم دارای ۳ مرحله بود و اثار کوبیسم درون زمان خیلی تغییر کردند. هر چند به طور خلاصه هدف اولیه سبک توجه به چند موضوع به صورت همزمان بوده مثلا عکس هم نیمرخ را نشون بده هم تمام رخ و برای اینکار شکل را به اشکال هندسی تقسیم می کردند

مکتب کوبیسم به تحول تکنیکی و زیبایی شناسی اطلاق شده که بین سالهای ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۴ توسط پیکاسو، براک، خوان گری و لژه به ظهور پیوست.

ماتیس و درون نیز در شکل دادن به این نهضت که بر اکثر هنرمندان پیشروی سالهای قبل از جنگ (۱۹۱۴-۱۹۱۸) تأثیر عمیق به جای گذارد، سهیم بودند.کوبیسم هم مانند امپرسیونیسم در وهله ی اول جز با خصومت و عدم درک مواجه نشد و نام گذاری آن به صورت استهزا آمیزی صورت گرفت.

به مناسبت اولین نمایشگاه براک، در گالری خوان ویلر منقد آن زمان لویی واکسل با استفاده از یک گفتار ماتیس، در مورد «کعب» سخن راند.(۱۹۰۸)بهار همان سال در همان روزنامه و مجدداً در مورد براک، او از غرابت های کوبیسم صحبت کرد. آفرینندگان کوبیسم جانب احتیاط را نگاه داشتند و کراراً وجود خود را به عنوان تئوریسین انکار کردند. پیکاسو گفت: زمانی که ما نقاشی می کردیم فقط به بیان آنچه در درونمان بود می پرداختیم و هرگز قصد خلق کوبیسم را نداشتیم.

براک گفت: کوبیسم – یا بهتر، کوبیسم من – وسیله ای است که برای کار برد خاص خود خلق کرده ام با این هدف که نقاشی را در قلمروی استعدادم قرار دهم. نیروی حیات و باروری کوبیسم از جفت شدن این دو شخصیت استثنایی بروز می کند، که بدون چشم پوشی از شخصیت خویش با اشتیاق کار می کردند که بعدها گری و لژه به آنها گرویدند.

به طور کلی تاریخ تحول کوبیسم در سه دوره مشخص می گردد:

دوره یسزان (۱۹۰۹- ۱۹۰۷)دوره ی تحلیلی(۱۹۱۲-۱۹۱۰)
دوره ی ترکیبی (۱۹۱۴-۱۹۱۳)با مجسمه های آفریقایی و هنر پریمیتو رایج و نمایشگاه سیر تکاملی آثار سورا در سالن مستقلین، و به ویژه نمایشگاه سیر تکاملی آثارسزان در سالن پاییز، محیط مساعدی برای رشد این نهضت آماده شد.
ماتیس و درون در آن زمان فوویسم را نظم بخشیده بودند و به ارگانیزه کردن سطح رنگی تصویر می پرداختند. در این هنگام،پیکاسو «دوشیزگان آوینیون» را به پایان رساند. این تابلو از محور، به دو بخش تقسیم شده بود، قسمت راست بدون استفاده از سایه روشن و فقط به وسیله ی طراحی، به نحو کاملاً ساده ای شکل گرفته بود. و این آغاز کوبیسم به شمار می رفت.
او براک را ملاقات کرد و تکامل طبیعی براک در او شتابی را برانگیخت. پاییز آن سال گالری خوان ویلر در کوچه ی ویگنون  گشایش یافت. تالاری که بعدها خانه ی کوبیسم شد. گروه معروفBateau Lavoir در سال ۱۹۰۸ در خانه ی شماره ۱۳ کوچه یRavignan در مون مارتر، جایی کهپیکاسو، ماکس ژاکوب  و خوان گری زندگی می کردند تشکیل یافت.
آپولینر ، سالمون، رای نال گرت رود اشتاین ، لئو اشتاین نیز به این گروه پیوستند. پیکاسو این نهضت جدید زیبایی شناسی را درک کرد و براک به آن جنبه ی استنتاجی داد. این موضوع را می توان در منظره های پیکاسو درOise(1908) و اسپانیا (۱۹۰۹) و نیز در منظره های براک درĽestaque (19089 و همچنین درLa Roche Guyon او (۱۹۰۹) به رأی العین مشاهده کرد.
براک از امپرسیونیسم و فوویسم نیرو گرفت و رنگهای خود را با روحیه ی سخت گیری که نسبت به فرم داشت کنترل کرد. پیکاسو، این طراح غریزی، هم بر آن بود که در کار خویش رنگها را معرفی کند. هر کدام از اینان در کار خود با توجه به کیفیتی که فاقد آن بودند برای دستیابی به راه حل های مشترک تلاش می کردند.

این دو، مشکل اساسی نقاشی را مطالعه می کردند: نمای حجم رنگی در سطح صاف.
سیر تاریخی کوبیسم راه های موفقیت آمیزی برای این مشکل کشف کرد، در نتیجه زبان پلاستیکی جدید و در عین حال غنایی و ادراکی ای به وجود آمد که بر گرایش به «صور ظاهری» که از دوره ی رنسانس تا آن زمان مشاهده می شد، نقطه ی پایان گذاشت. به عنوان واکنش در برابر امپرسیونیسم و بی قیدی بصری آن، پیکاسو و براک تمام ظواهر تصادفی و اتفاقات جوی را از دنیای خود دور ریختند. آنها سعی می کردند خواص دائمی اشیاء و ثبات آنها را در یک فضای بسته، بدون پرسپکتیو یا نور، در شفافیتی هندسی که به سزان ملهم شده بود تشریح کنند. از این رو موضوعات مؤثر و محدودی را که به اشیای بسیار ساده خلاصه می شد انتخاب می کردند: درختان، خانه ها، ظروف میوه، بطری ها، میزهای کوچک و آلات موسیقی. این اشیاء می توانستند به فرمهای هندسی مبدل شوند و به سادگی توسط بیننده شناخته گردند. این نقاشان پیش از آن که در صدد اکتشافات دنیا باشند، با چند نشانه ی مشخص قصد خلق زبانی را داشتند که پر معنی بودن آن را احیای کند. لیکن در این دوره ی تجربی، با وجود کوشش هایی که در زمینه ی تناقض شیء و رنگ و نیم رنگ وحجم انجام گردید، فقط «تکرنگی» و یا نوعی تقلید از مجسمه سازی، حاصل آمد.

در سال ۱۹۱۰ براک به دنبال پیکره ها و طبیعت بیجان هاش منظره هایی را عرضه کرد. به گفته ی خودش او از فضای بصری به فضای قابل لمس رسید. پیکاسو گروهBateau Lavoir را به قصد بلوارClichy و مون مارتر (جایی که او سرها و تک چهره های خود را نقاشی کرد) ترک گفت.

دوره ی دوم کوبیسم به عنوان دوره ی تحلیلی به توسط خوان گری تعیین شد.
زیرا تجزیه ی روبتزاید فرم با همزمانی و مقارنه ی آن مشخص می گردد، به همان نسبتی که وجوه مختلف یک شیء در خود وجود دارد یا در افکار ما. بدین ترتیب گویی شیئی شکسته و پخش شده و از درون باز گردیده است. این وابستگی به رآلیسم کامل، کوبیسم را از انواع جنبش های آبستره ی مشتق از آن متمایز می سازد و آن را گرایشهای تزئینی فوویسم جدا می کند.
مسئله ی «همزمانی» همواره نظر هنرمندانی را به خود معطوف کرده است. در دوره ی تقلید بصری (از وان ایک (۱۱) تا مونه) کسی نتوانست به وسیله ای بهتر از نوعی انعکاس آئینه مانند دست یابد، چرا که نقاشان قرن چهاردهم و یا پانزدهم از همزمانی فضایی در پیوستگی های پی در پی استفاده می کردند و نباید آن را با اصول متشکل و ساختی کوبیسم که از سطوح پهن و گسترده ی روی هم و حجم های شکسته به دست می آید قیاس کرد. این دوره ی تجربه ی ترکیبی و سیستماتیک، خالی از خطر کیمیاگرایی نبود. براک و پیکاسو با استفاده از* Papier Collés(12) و مصالح حقیقی (نظیر شن، شیشه، روزنامه، پارچه) و با قرار دادن آنها در متن بوم، چاره ای اندیشیدند که انگیزه ای برای ادراک می شد.
در طی این دوره به میزان قابل توجهی راجع به کوبیسم مطلب چاپ شد. از جمله کتاب Du cubism که در ۱۹۱۲ انتشار یافت. در کوبیسم نیز انشعاب هایی با گرایش های مختلف صورت گرفت که دو مورد اصلی آن اورفیسم وSection Dor بود که نهضتهایی مقدم بر گرایش های اولیه آبستراکسیون محسوب می شد.

در سال ۱۹۱۳ آپولینر کتاب نقاشان کوبیسم را انتشار داد و در این کتاب از نقاشی ادراکی صحبت کرد. این دوره بسیار نابهنگام و زودرس بود چرا که آن را می توان به آخرین دوره ی کوبیسم – ترکیبی – که از ۱۹۱۳ با شرکت فعالانه ی گری و لژه شروع می شد متصل کرد. هر چند علاقه و توجه لژه به کوبیسم به ۱۹۱۰ مربوط می شود، ولی حس مونومانتال و رغبت او به اشیاء جسیم مانع از راه یافتن وی به دوره ی ترکیبی شد. خوان گری در ۱۹۱۱ طبق روش خود به تجزیه و خرد کردن اشیاء پرداخت لیکن در تابستان ۱۹۱۳، طی اقامت در کرت در جوار براک و پیکاسو، طرز عمل خود را نقض کرد. او این تغییر روش را چنین توجیه می کند: «از یک استوانه یک بطری می سازم». کثرت فیگوراسیون یک شیء روی بوم فهم آن را مشکل می گرداند و ریتم آن را حتی اگر در حالت فیگوراتیو بماند از شکل می اندازد. کوبیسم ترکیبی با ناتورالیسم و ارایه ی سنتی که از رنسانس به بعد تعقیب می شد کاملاً قطع رابطه کرد.

در شیوه ای جدید قسمت اعظم آن جریانهای تقلیدی به طور کامل دور ریخته شد و ابداع «نشانه» های پلاستیک که با استعاره های شعری قابل قیاس است به کار آمد. این نشانه ها بیشتر واقعیتی غنایی را می آفریدند تا خبط بصر را. سطوح پهن تر و نرم تر وسیع شدند، رنگهای طیفی ظاهر گردیدند، فرم و رنگ محلی بی اینکه اساس معماری تصویر را در هم ریزند، توانستند سازگارانه اتحاد حاصل کنند. کوبیسم در این مرحله از کیفیت غیر عملی و تجربی عدول کرد و مبدل به نوعی فلسفه ی زیبایی شناسی ادارکی شد و نظم عینی عالم را نه در ظاهر بلکه در ذات خویش عرضه کرد. گرایش شدید به عینیت (اهمیتی که با روانکاوی و جامعه شناسی آشکار شده بود) در اوایل قرن بیستم، همان نقش کشش به ذهنیت در دوره ی رمانتیسم را بازی می کرد. بدین ترتیب درست مقارن با تحول علم و تفکر معاصر، زبان پلاستیکی جدیدی به وجود آمد. این زبان هر چند خشک بود ولی خشکی آن بدون دربند کردن «خیز فردی» موجبات پیشرفت را فراهم می آورد. جنگ ۱۹۱۴ موجب پراکندگی آفرینندگان کوبیسم شد، هر یک به دنبال سرنوشت هنری خود سیر طریق کردند ولی سرافرازی گروهی آن سالهای قهرمانی (۱۹۰۷-۱۹۱۴) از بین نخواهد رفت.

«مطالب پیشنهادی به شما»

درباره نویسنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.