متن ادبی و شعر

مقاله ای و انشا درباره نوجوانی

مقاله ای و انشا درباره نوجوانی

انشا درباره ی نوجوان

روز نوجوان مبارک

مقاله ای و انشا درباره دوران نوجوانی

مقاله ای و انشا درباره نوجوانی

دریغا که دور جوانی گذشت

به لهو و لعب زندگانی گذشت

دریغا چنان روح پرور زمان

که بگذشت  بر ما چو برق جهان

انشا درباره نوجوانی

اگه دنیا رو به سه روز قسمت کنیم: یه روز به دنیا میایم، یه روز میمیریم و یه روزشم زندگی می کنیم. حالا ما با اون روزی که به دنیا میایم و می خوایم بمیریم، کاری نداریم. چون نه اومدنمون دست خودمونه و نه مردنمون، اما اون یه روزی که زندگی می کنیم، فکر می کنم بهترین قسمتش دوره ی نوجوانیمون می تونه باشه.

میگن آدما در دوران نوجوانی سرشار از شور و اشتیاق، امید و آرزو و دارای انرژی مضاعف هستند. البته بیشتر این حرف ها جنبه ی شعاری داره. چون امروزه نو جوانان دیگر این گونه که گفته شد، نیستند. مثلاً خود ما، انگار نه انگار که در دوران نوجوانی هستیم. اونقدر که مشکلات و بدبختی هامون زیاده، وقت نمی کنیم سرمونو بخاریم. چه برسه که بشینیم فکر و خیال و آروز کنیم. البته شاید قدیم ترها نوجوانی شکل دیگری داشت. اما نه، اون زمونا هم مردم گرفتاری های خودشونو داشتن.

میگن آدم گرسنه که دین و ایمان نیمشناسه. به نظرم نوجوانی و لذتهاش مال اوناییه که پول دارن. ما فقیر بی چاره ها باید بالشتامونو عروسک فرض کنیم.

چون موضوع انشا قشنگه، می خوایم قشنگ بنویسم، دیگه کمی رویایی فکر کنیم. «نوجوانی  یکی از زیبا ترین دوران از مقاطع زندگی هر انسانیست.»

نو جوانی دورانیست که شخصیت هر فردی کامل شده و معیارهای یک فرد کامل در او نمایان می شود. پس می توان نو جوانی را پلی بین کودکی و جوانی دانست که همزمان با بلوغ است و در آن افراد دچار خود بزرگ بینی های کاذب می شوند، احساس بزرگی می کنند.

ما نباید از دوران نوجوانی که از استثناترین دوران عمرمان هست، غافل شویم و آن را به بطالت بگذرانیم که آنچه که بگذرد، باز نخواهد آمد.

هشتم آبان “روز نو جوان” نام گذاری شده است. در این روز شهید “محمّد حسین فهمیده” نوجوان بسیجی، برای مقابله با دشمن بعثی، نارنجک به کمر بست. خودش را زیر تانک انداخت. نشان داد که در راه دفاع از میهن اسلامی، از بذل جان هم دریغ ندارد، زیرا معتقد بود:

جان چه باشد که نثار قدم دوست  کنند

این متاعی است که هر بی سر و پایی دارد

امّا درباره ی نوجوانی چه می توان گفت؟.

نوجوانی را هر انسانی تجربه می کند تا به بزرگ سالی برسد. در دوران نوجوانی، جسم و روح، شروع به رشد و تکامل می کند.  انسان در نوجوانی نسبت به خود و محیط پیرامونش دیدگاهی تازه می یابد. نوجوانی حدّ فاصل بین کودکی و بزرگ سالی است. حدود و طول مدت آن چندان مشخص نیست. این دوران بسته  به افراد و جوامع گوناگون متغیر است. شاید با در نظر گرفتن دوران قبل از بلوغ که طی آن رشد سرعت بیشتری می یابد و دوره ی پیش از کمال عقلی که  رسیدن به آستانه ی بزرگ سالی است، توان گفت که دوره ی نوجوانی چندین سال از ۱۲ تا تقریباً ۱۸ الی ۲۱سالگی طول می کشد. نوجوانی با بلوغ جنسی آغاز می گردد و با جذب نوجوان به اجتماع  پایان می پذیرد.

ارسطو معتقد است؛ … تغییرات مربوط به بلوغ جنسی در دختران و پسران یونانی حدود ۱۴ سالگی صورت می گیرد. او در خصوص تغییرات روانی هم زمان با تغییرات جسمانی معتقد است؛ … از دختران به علت فعالیت شدید جنسی، باید بیش تر حفاظت و حراست گردد. ارسطو از صفات  و خصوصیاتی نام می برد که نوجوانان را از بزرگ سالان متمایز می کند. این خصوصیات با این که هم زمان  با بلوغ هستند، ارتباط مستقیمی با آن ندارند و بیش تر ناشی از کمبود تجربه در نوجوانان است تا ساختار بدنی و فیزیولوژیک آن ها. برای مثال از آن جا که نوجوانان نیاز را تجربه نکرده اند، تمایلی به پول ندارند یا چون هنوز فریب نخورده اند، زود باورند و نبود بدبینی در آنان به این علت است که هنوز طعم تلخی ها و محرومیت ها را نچشیده اند. هرچند تا قرن نوزدهم تعریفی بهتر از تعریف ارسطو در مورد نوجوانی دیده نمی شود، اما در حدود سال های ۱۸۰۰ پزشکان به مطالعه ی بلوغ جنسی و تغییرات، هم زمان با آن دختران، توجه خاصی پیدا کردند.

استانلی هال برای اولین بار نوجوانی را به حیطه ی روانشناسی جدید وارد کرد. او توجه خود را بر خصوصیات روانی نوجوانان متمرکز کرد و بر اهمیت مطالعه ی این دوران تأکید نمود. پس از او مکاتب مختلف روان شناسی درمورد نوجوانی به تحقیق و مطالعه پرداختند و هرکدام نظریاتی در این باره  ارائه دادند، امّا نوجوانی هم مثل بهار که زیبا و مطبوع ولی زود گذر است و به تابستان گرم منتهی می شود، زود می گذرد و پس از آن دوران جوانی و پختگی فرا می رسد. پس چه بهتر که عبور از این دوران با صبر و حوصله انجام گیرد و نوجوان  به دل سوزی ها و مراقبت های والدین و مربیانش به چشم دشمنی نگاه نکند، بلکه  به راهنمایی های آن ها توجه نماید و از آن ها بهره گیرد تا به رشد و تعالی برسد و به سلامت قدم  به دیگر مراحل بگذارد.

سعدی به گذر عمر و از دست رفتن آن اشاره می کند. وی فرموده؛ … روزگار جوانی باز نخواهد گشت. نوجوان، بزرگ سال و در نهایت پیر می شود اما دیگر جوان نخواهدشد.

مقاله ای و انشا درباره نوجوانی

پسر نو رسیده شاید بود

که نود ساله چون پدر گردد

پیر فانی طمع مدار که باز

چارده  ساله چون پسر گردد

سبزه گر احتمال آن  دارد

که ز خردی بزرگ تر گردد

غله چون زرد شد امید نماند

که دگر باره سبزتر گردد

مقاله ای و انشا درباره نوجوانی

.

.

«مطالب پیشنهادی به شما»

درباره نویسنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.