اس ام اس، اس ام اس عاشقانه

مکالمه عاشقانه بین دختر و پسر

مکالمه عاشقانه بین دختر و پسر

مکالمه عاشقانه بین دختر و پسر

 مکالمه عاشقانه بین دختر و پسر

اولین مکالمه بین دختر پسر:

دختر :عشقمم عشقمم من اومــدم
پسر:کــجا بودی؟؟
دختر :دوستم با عشقش قرار داشت رفتــه بودم پیشش تا تنــها نباشه
پسر:مگ من بهـــت نگفـته بودم با دوســتات نری قرار
دختر : اره ولی اون ول نمیــکرد میگف باید بیای
پسر:مگ نمی دونســتی من ناراحــت میشــم اگ بری
دختر : خب چیکار کنم توام همــش گیر میــدی
پسر:به من چرا نگفــتی؟
دختر : چون می ترسیـــدم نزاری برم بععدشم دوستم باهام قهر کنه
پسر:دیـروز یادت رف چقدر التمــاس می کردم
دختر : وااا چه االتمــاسی؟؟؟
پسر:بهت گفــتم دلــم برات تنگ شده می خوام ببینــمت
دختر : ااای ووااایی رااست میگــی اصلاا هواسم نبود
پسر :صبح اومــدم نشستم جلو درتون فقط دوس داشتـــم از دور هم شــده فقط ی لحظه نگات کنــم
دختر : امرووززز؟؟
پسر:پسره خیلی خوشگــل بود خیلی بهش حـــسودیم شد
دختر : کـــدوم پسره؟چی میگی؟؟
پسر:همونی ک اومد جــلو درتون سـوار ماشینـــش شدی
دختر : دیــوونه اون عشـــق دوســتم بود چون خونــه ی ما نزدیــک بود اول اومــد دنبال من
پسر:میـدونم
دختر : از کجا میـــدونی؟؟
پسر:دیروز وقتـی رفیقــم عکســتو بهم نشون داد گفت این عــشقه جدیدمـه باورم نشد ولی دیروز با چــشمای خودم دیدمـت
دختـر:…..
پسر:حرفــی نزن فقــط از پنجره بیرونو نــگا کن
دختر : نه نه اینکاااارووو نکنننن نننننن
پسر:بهت گـــفته بودم نفســمی حالا ک رفتــی بهتره نفسمــم بره
دختر : نننن نننننن ننننن
ولـی فایده نداشــت پســر خــودش رو انداخــت وســط خیابــون و یه ماشیــن با سرعت باهـاش برخورد کرد چند روز تو بیمارسـتان بود بعــد چند روز مررد
وقتی داشــتن جنازشــو میبــردن دختــر اونجا بود گفــت بزاریـد برای اخــرین بار ببینمـش وقتـی روشــو باز کردن روی قلبـش نوشــته بود تو اشکمــو در اوردی ولی دوس نـدارم اشــکاتو ببینم.

مکالمه دوم دختر و پسر عاشقانه

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید …
چرا مرا دوست داری …؟
چرا عاشقم هستی …؟

پسر گفت …:
نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم …
دختر گفت …:
وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی .!.!.؟


پسر گفت… :
واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم …
دختر گفت …:
اثبات.!.!.؟
نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم …
شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد…
اما تو نمی توانی این کار را بکنی …
پسر گفت …:
خوب …
من تو رو دوست دارم …
چون …
زیبا هستی…
چون…
صدای تو گیراست …
چون…
جذاب و دوست داشتنی هستی…
چون …
باملاحظه و بافکر هستی …
چون …
به من توجه و محبت می کنی …
تو را به خاطر لبخندت …
دوست دارم …
به خاطر تمامی حرکاتت…
دوست دارم …
دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد …
چند روز بعد …
دختر تصادف کرد و به کما رفت…
پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت…
نامه بدین شرح بود …:
عزیز دلم …
تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم …
اکنون دیگر حرف نمی زنی …
پس نمی توانم دوستت داشته باشم …
دوستت دارم …
چون به من توجه و محبت می کنی …
چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی…
نمی توانم دوستت داشته باشم…
تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم …
آیا اکنون می توانی بخندی …؟
می توانی هیچ حرکتی بکنی …؟
پس دوستت ندارم …
اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد…
در زمان هایی مثل الان…
هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم…
آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار…؟
نه هرگز…
و من هنوز دوستت دارم …

 

«مطالب پیشنهادی به شما»

درباره نویسنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.